تبليغاتX
آذربیگ

دوران کودکی من در شرایطی سپری شد که آن طوفان قحطی زا به ناگه سر رسید از راه و داد امیدها بر باد. جوان ها را به تلخی کشت و جز با جاودان داغی به کس جانی به جا ننهاد . آتشی بود که هم خانه و کاشانه بسوخت و هم کودکی کردنهای کودکی مرا به خاکستر مبدل کرد، که جایگزین آوازهای کودکانه ؛ ضجه مادران پیر , گریه پدران فرتوت و ناله کودکان پدر از دست داده بود.
شب بود و دشمن دُشخو عطش به کشتن داشت , " و تنها دستاورد آن کشتار , نان پاره بی قاتق سفره بی برکت ما بود.
همه شب به نجوای نگران نخفتیم. بر آمدن روز را به دعا شب زنده داری کردیم تا حاجت روا شدیم.اشک گهر بارمان آتش را فرونشاند. طوفان فرونشست اما هنوز از چشم مادران سیاه پوش خونابه روان است.
پنداری رویایی بود آن همه ، نه ، کابوسی دهشتناک بود که واقعیت داشت. هر چه بود گذشت .

شنیدم در جنوب آفریقا سیه چرده ای رو سفید ، پس از پیمودن "راه دراز آزادی" و رهایی از زندان آواز برداشته : می بخشیم اما فراموش نمیکنیم.
 
آواز روح نوازی که از روح بلند آوازخوان حکایت داشت. کوتاه بود اما گویای تمرینی دراز مدت. پا بست ها را وا کرده، برای شنیدن دنباله آواز و فراگیری زیر و بم آن سفری را آغاز کردم. با دوچرخه . بیرقی بر آن نصب کردم که بر آن نگاشته شده:
بیایید جهانی شایسته کودکان بسازیم.
 
 
از غربتی به غربتی دیگر کوچ کردم تا او را بیابم و آرزوهای یخ زده دوران کودکی ام را به دم گرم او آب کرده و برای رهایی از تلخی و تلخکامی در کامم بریزم.
 
دیدار میسر نشد ، نگذاشتند که میسر شود . برگشتم . دوباره به هنر رو آورده و بر آن شدم

چندان بنالم ناله ها , چندان بر آرم رنگ ها
تا صلح گیرد هر طرف , تا محو گردد جنگ ها
 
که دیدم ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد و زیر پایم زمین از سم ضربه اسبان میلرزد. سپیدار و صنوبر سر به هم اندر آورده و پچپچه سر داده اند که بادِ وزنده از طوفانی سهمگین خبر آورده و عده ای سودایی در سر به کمین نشسته اند , زادگاه گربه ای شکلم را که با جانفشانی زیباترین فرزندان این آب و خاک سر پا مانده ، به میدانی از تحریک و عربده به زانو نشانده اند تا به شمشیری گردنش بزنند و ما دل افسردگان ، پای در جای، حیران وسرگشته ؛ دستادست ایستاده ایم و تمام تلاشمان اینکه عمر نوح بر ما بگذرد. برخورداری از عمر دراز با قدی کوتاه !؟ کوتاه ازبار سنگین کیسه های مملو از سکه و ارز بر پشت و در پهلو!. از بد بختی کوبنده ای که فرا میرسد بیم نداریم تا آنکه بر سرمان فرود آید و درد بزاید و مصیبت افزاید.
 
سنجیدن درد ها و رنج های سنجیده شده, خصومت شخصی با خود داشتن است . دستگاه مصیبت سنج اندامم به سبب استفاده بیش از حد از کار افتاده است.
مشکل خویش بر پیر مغان بردم و گفت:
 
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای هزاری ؛ تو چراغ خود بر افروز
 
بیرقم را به سان چراغی در دست گرفته ، دوچرخه ام را به تعمیرگاهی سپرده ، اراده ام را در خورجین نهاده و باز هوای سفرم آرزوست.
 
می خواهم فریاد بکشم

ساقیا باده گلرنگ بیار  

      داروی درد دل تنگ بیار
روز بزم است نه روز رزم

    است خنجر جنگ ببر چنگ بیار
خ . ی
آذربیگ


برچسب‌ها: مکن ای یار ستیزه, دغل و جنگ مجوی جنوب آفریقا آواز روح نوازی دوچر
نوشته شده توسط آذربیگ در چهارم بهمن 1390 ساعت 16:7 | لینک ثابت |

نقاشی رنگ و روغن (اتاق خوابی ، مجلسی و ...)



نقاشی رنگ و روغن 

60x90




نقاشی رنگ و روغن

100x70

نوشته شده توسط آذربیگ در بیستم آذر 1390 ساعت 4:40 | لینک ثابت |

نقاشی رنگ و روغن

90x90




نوشته شده توسط آذربیگ در چهاردهم آذر 1390 ساعت 7:57 | لینک ثابت |
هنرمند ورزشكار البرزي نمايشگاه خوشنويسي قرآني برگزار كرد
كرج- 'خسرو يوسفي' هنرمند ورزشكار البرزي از آثار خوشنويسي خود نمايشگاهي در نگارخانه جلوه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي البرز برگزار كرد.
هنرمند ورزشكار البرزي نمايشگاه خوشنويسي قرآني برگزار كرد
يوسفي روز چهارشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: آثار خوشنويسي قرآني به نمايش درآمده نتيجه سفر به 29كشور جهان است كه با دوچرخه انجام داده ام. 
وي با اشاره به اينكه اين سفرها را با شعار 'جهاني بسازيم شايسته كودكان' انجام مي دادم، افزود: اين سفرها كه با هزينه شخصي خود از شش سال پيش تاكنون انجام شده 
است. 
يوسفي گفت : برخوردهاي ناشايستي را از سوي برخي مسلمانان و غير مسلمانان مشاهده كردم كه در پي اين برخوردها، علل آن از قرآن جستجو جويا شدم كه پاسخ هاي 
قرآني را جمع آوري و به رشته تحرير درآوردم . 
وي كه در زمينه موسيقي، خط و نقاشي فعاليت هنري دارد، اظهار داشت: آيات جمع آوري شده را بصورت تابلوهاي خوشنويسي درآورده ام كه علاوه بر داخل كشور ، تصميم به نمايش آنها در كشورهاي ديگر دارم. 
اين هنرمند ورزشكار گفت: تاكنون به كشورهاي آفريقايي همچون ساحل عاج، نيجريه، توگو، كامرون، كشورهاي اروپايي يونان، ايتاليا و آلمان و كشورهاي آسيايي هند، پاكستان، نپال و...سفر كرده ام و هزينه سفرها را بيشتر از طريق موسيقي تامين مي كرده ام. 
در اين نمايشگاه 12تابلو خوشنويسي به مدت سه روز در ديد علاقه مندان قرار گرفته است.ك/2 
693/ 691
 خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30620028

نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و هفتم مهر 1390 ساعت 13:14 | لینک ثابت |



نمایشگاه خوشنویسی ما شروع شد ، همراه با اسلایدشو سفر به 3 قاره

نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و ششم مهر 1390 ساعت 13:41 | لینک ثابت |

نمایشگاه خوش‌نویسی جهان‌گردان دوچرخه‌سوار 



تاریخ: 26 الی 28 مهر

ساعت: 9 صبح الی 17 بعدازظهر

نشانی: کرج ـ میدان طالقانی، بلوار تعاون، خیابان فرهنگ، روبه‌روی تربیت 2، نگارخانه‌ی جلوه(اداره‌ی ارشاد شهرستان کرج)

نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 14:38 | لینک ثابت |


 

نگهبان

 رنگ روغن و اکریلیک روی پارچه

۱۰۱x ۱۵۳

 

نوشته شده توسط آذربیگ در چهارم مهر 1390 ساعت 14:12 | لینک ثابت |

 

 

یک تیم دوچرخه سواری دونفره ایرانی به نام های «خسرو یوسفی» و «مجتبی داوری» به منظور توجه به وضعیت کودکان محروم دنیا حرکتی را از 2 سال قبل آغاز کردند.

  

به گزارش اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي ، در آغاز، این دو دوچرخه سوار با شعار «بیائید جهانی شایسته کودکان بسازیم» از کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه گذشتند و پس از عبور از کشورهای نوار غربی قاره آفریقا- ساحل عاج، غنا، بنین و توگو-  وارد کشور نیجریه و شهر لاگوس شدند.

                                                                  

این دو دوچرخه سوار که در طول مسیر حرکت خود مجموعه ای از نقاشی های کودکان کشورهای مختلف را جمع آوری کرده اند ، قصد دارند با چنین حرکتی مسیر خود را به سمت آفریقای جنوبی ادامه دهند و در آنجا نمایشگاهی از آثار بدست آمده را با همکاری بنیاد کودک «نلسون ماندلا» در ژوهانسبورگ برپا سازند.

                                                       

  هر دو دوچرخه سوار، عضو داوطلب جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران می باشند و حامل پیام صلح و دوستی آن جمعیت به نمایندگی های فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر در کشورهای مسیر حرکت هستند.

                                                            

    

قرار است پس از گردآوری آثار کودکان ملل مختلف، نقاشی های مذکور در مقرر اصلی فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر در ژنو به معرض نمایش عموم گذاشته شود و عواید حاصل از فروش آنها صرف مبارزه با بیماری مالاریا در قاره آفریقا گردد.

رایزنی فرهنگی  جمهوري اسلامي ايران در لاگوس پس از ورود دوچرخه سواران اقدام به مذاکره با برخی مدارس از جمله مدرسه بین المللی لبنانی ها، مجتمع آموزشی الطیبات و... جهت گردآوری نقاشی دانش آموزان جهت حمایت از این فعالیت انساندوستانه نمود.

                                                             

 همچنین جلسه ای در دفتر منطقه ای صلیب سرخ در غرب آفریقا که در شهر لاگوس نیجریه قرار دارد با حضور مسؤول منطقه ای و همچنین سرپرست رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و تنی چند از اعضای صلیب سرخ در دفتر منطقه ای جهت تشریح برنامه ها برگزار شد و آنها نیز ضمن استقبال از چنین حرکتی و خوشامدگویی اقدام به بازدید دوچرخه سواران از برخی مراکز تحت پوشش صلیب سرخ کردند.

  رایزنی فرهنگی جمهوري اسلامي ايران در جهت تبلیغ حرکت انساندوستانه و صلح جویانه دو دوچرخه سوار ایرانی ضمن هماهنگی با رسانه ها، مبادرت به پوشش خبری فعالیت این دو ایرانی دوچرخه سوار در نشریات مختلف نیجریه، رادیو صدای نیجریه نمود.ع.م/

 


نوشته شده توسط آذربیگ در چهاردهم شهریور 1390 ساعت 7:54 | لینک ثابت |

من در روزگاری زاده شدم که افراد متوسط زمام امور را به دست گرفته بودند؛ به کار انداختن استعداد ذاتی و توانایی های فردی جرم محسوب می شد و مجازاتش یا مرگ بود ، یا تحمل زنجیر و بند و یا خود کشی اجتماعی.
و در یک جمله کوتاه آزادی نبود.
و در آبادی ای که زاده شدم آبادی نبود. 
تمام امکانات فراهم آمده از هدیه سرمایه های کشور به قدرت های بزرگ بین وفاداران به دربار تقسیم می شد و به روستایی هایی چون من هیچ نمی رسید. پدر و مادرم که از تبار کفشگر زاده بودند 
از تحصیل علم محروم مانده و خواندن و نوشتن نمی دانستند.
اینکه چرا زاده شدم آن هم در چنین ایامی ؛ پدر و مادرم هرگز پاسخی به آن ندادند.
دوران خرد سالی را با همبازی هایم که بره ها و بزغاله ها بودند سپری کرده؛ آماده فراگیری علم و دانش شدم آن هم در شرایطی نا برابر و ناعادلانه با هم سن و سالانم.
آغاز تحصیلم با آغاز جنگ مصادف شد و اوضاع را وخیم تر کرد. 
البته من از این اوضاع نابرابر بی اطلاع بودم و شرایطی بهتر از آن را نمی توانستم تصور کرد.
تنها چیزی که برای من قابل رویت بود وبه چشم می دیدم؛ نوع متفاوت پوشاک هم قطارانم بود؛ و قبل از تعطیلات تابستان برگه ای در مدرسه به دستمان می دادند ومرا به عنوان شاگرد اول معرفی میکردند، معنا و مفهوم آن را نیز نمی فهمیدم.
تا آنکه در خرداد ماه سال 64 آقای سردار علمی ، معلم پنجم ابتداییم به من تفهیم کرد که در بین تمام دانش آموزان آن منطقه - شهرستان ، بخش ها و روستاهای تابعه - من بالاترین نمره را کسب کرده ام و او به هزینه شخصی عکس مرا به روزنامه 
فرستاد و چاپ شد.


این خبر مانند بمب ها و موشک هایی که بر سرمان می بارید صدا کرد.
  
مردم منطقه عکس مرا در روزنامه به همدیگر نشان داده و به طعنه می گفتند : این پسر فلانی است که همیشه با کفش پاره و پوشاک وصله دار پشت میز نیمکت می نشست. 

آن سالهای تلخ سپری شدند و آن روزنامه در جایی نا معلوم ماند و پوسید ؛ اما تصویر آن هرگز از ذهن من پاک نشد.

و هنوز چرخ بر همان مدار می چرخد، 
آنهایی که دارای توانایی و استعدادی هستند، یا در گوشه ای مانده و میپوسند ، یا منحرف شده بر ضد جامعه فعالیت میکنند.
معتادان به مواد مخدر و  
بزهکارانی که گروه های زیرزمینی را رهبری می کنند، از همین دسته اند

اما شرایط نابسامان جامعه هنوز نتوانسته مرا منحرف کند و سالهاست در تکاپو هستم که شرایطی را ساخته و از همگان دعوت کنم برای حمایت از این قشر. 
تا زهدان خاک از تخم کین بار نبندد

نوشته شده توسط آذربیگ در نوزدهم فروردین 1390 ساعت 15:56 | لینک ثابت |
این ها کارهایی هستند که بناست در طول سفری که در پیش است فعالیت در حول و حوش این کارها خواهد بود











نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و ششم اسفند 1389 ساعت 23:16 | لینک ثابت |

من از سال 83 برنامه ای رو بصورت گردشگری با دوچرخه با عنوان " بیایید جهانی شایسته کودکان بسازیم " در دنیا آغاز کرده و در این سالها در بیش از 20 کشور حضور داشته ام و از نتایج آن راضی ام

و حالا

به اتفاق نرگس تصمیم داریم از اول سال 90 برنامه رو دنبال کنیم

ما میخواهیم در هر جایی که شرایط فراهم شد در مورد توجه به دانش آموزان ممتاز و بی بضاعت صحبت کنیم

از همه دوستانی که نسبت به این نوع فعالیت ها نظر ( مثبت یا منفی ) دارند
خواهش میکنیم که با هر ایده یا انتقادی که به بهتر اجرا شدن برنامه کمک میکنه ما رو یاری کنند

ما برنامه خود را در لحظه تحویل سال از آرامگاه کورش آغاز خواهیم کرد

نوشته شده توسط آذربیگ در سوم اسفند 1389 ساعت 15:12 | لینک ثابت |




در اینجا چار زندان است

و شاید بیشتر 

هر کس که بوی گند ریا ندهد 

باید محروم باشد از همه چیز

در اینجا همه چیز را با ریا اندازه میگیرند

هر چه ریا پر رنگ تر 

محرومیت کمتر


نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و نهم بهمن 1389 ساعت 11:54 | لینک ثابت |

نقاشی رنگ روغن   Oil on canvas




می نوش که عمر جاودانی این است





نوشته شده توسط آذربیگ در بیستم بهمن 1389 ساعت 21:57 | لینک ثابت |

حدود 3 ماه دوندگی کردم تا نمایشگاهی برپا کنم

اتفاقاتی که در این مدت افتاد جالب بود

درد آور بود و البته مضحک

اینها نمونه کارهایی است که بر اساس آنها کارشناس باید نظر میداد که

من خوشنویسی بلدم یا نه 







این هم نمونه خط استاد امیرخانی




و این هم نمونه خط کسی که کارشناس هنر خوشنویسی است



 

نوشته شده توسط آذربیگ در پانزدهم بهمن 1389 ساعت 21:5 | لینک ثابت |

در سفری که با مجتبی به آفریقا داشتیم یکی از برنامه هایی که با جدیت پیگیری میکردیم زنده نگهداشتن یاد هایده بود







گل سنگم در تمام مسیرهمراه بود و مردم نازنین آفریقا همپای خوب در همراهی کردن ، در رقص و آواز
















نوشته شده توسط آذربیگ در بیست و نهم آذر 1389 ساعت 12:55 | لینک ثابت |